این وبلاگ در ستاد سازماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده لذا جهت دسترس بودن همیشگی وبلاگ مطالب مخالف قوانین ایران را به ما اطلاع دهید تا حذف کنیم صمیمانه از همکاری شما سپاسگذاریم

چند سال بود ازدواج کرده بودند ولیصاحب اولاد نمی شدند ...
روزی با خدای خودش خلوت کرد و اشکتو چشماش جمع شد ...
نذر کرد اگر صاحب فرزندی شد اسمشرو علی یا زهرا انتخاب کنه ...
سال بعد خونه شون از صدای یک دختربچهزیبا پر شده بود ... بله خدای مهربون به هرکس که بخواد عطا میکنه ...
تو دفتر ثبت احوال، شناسنامه بهاسم زهرا براش گرفت ولی دختربچه رو در خونه آناهیتا صدا میزد ...
به من نه، به خودتون جواب بدید:به نظر شما به عهدش وفا کرده بود؟؟؟
برچسب:
نویسنده: سجاد